امروز جمعه 9 آبان 1393  ساعت

سخن روز

امام حسین علیه السلام فرمودند: گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است (حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

ویژه ها


 

تصویر روز

 

جستجوي‌سايتهاي‌وابسته

 

نظرخواهي

نظر شما راجع به سایت چیست ؟

  خوب است
  باید بهتر شود

 

صفحه اصلي

مراکز آموزشی

          پيش دبستاني ها

           مدارس ابتدايي

          دوره متوسطه اول

           ‌دوره متوسطه دوم

           مراكز كامپيوتر و حسابداري

          مراكز زبان هاي خارجي

دیگر بخش ها

          كتابخانه الكترونيكي

          وبلاگستان تبار

          پايگاه آموزش اينترنتي

          پايگاه آزمون‌هاي مجازي

          فال حافظ و سرگرمي

          ارتباط با مسئولين

پیوندهای مفید

          نياز هاي روزانه

          مراجع عظام

          سايتهاي فرهنگي

          کنگره سرداران شهید

          پايگاههاي آموزش و پرورش

          تکنولوژی های نوین

          نشریات و روزنامه ها

          علمي و آموزشي

          دانشگاهها

          تلفن همراه

          كودك و نوجوان

          پايگاههاي صدا و سيما

          آموزش مجازي

          سایتهای ورزشی

          سازمانها و ادارات

          ادارات استان خراسان

* مقالات ---> فعل معتل و قواعد عربی
-

فعل معتل و قواعد عربی

فعل معتل
به فعلی که در ریشة آن حرف علّه و، ی، ا وجود داشته باشد «فعل معتل» می‌گویند.
مانند:«وعد، یسر، قول، بیع، دعو، رمی و …»
انواع فعل معتل
از این جهت که حرف عله چندمین حرف ریشه باشد فعل معتل، به سه دسته تقسیم می شود: مثال، اجوف، ناقص

1-معتل مثال: فعلی است که اولین حرف ریشة آن، حرف عله می باشد.
الفمثال واوی مانند:وعدوعده داد، وصلرسید، ودعرها کرد، ترک کرد، وهببخشید…
بمثال یائی مانند یقظ بیدار شد، یسرآسان شد، یئسناامید و مأیوس شد…
2معتل اجوف: فعلی است که دومین حرف ریشة آن، حرف عله می باشد.
الفاجوف واوی مانند: قول گفت، عودبازگشت…
باجوف یائی مانند: بیعفروخت، سیرحرکت کرد…
3-معتل ناقص: فعلی است که سومین حرف ریشة آن، حرف عله می باشد.
الفناقص واوی مانند: دعودعوت کرد، خواند، تلو تلاوت کرد…
بناقص یائی مانند: رمی پرتاب کرد، هدی هدایت کرد…
وجود حروف عله در ریشة فعل های معتل باعث می شود که تلفظ بعضی از صیغه ها دشوار یا غیر ممکن باشد به همین دلیل برای حل این مشکل تغییراتی در فعل های معتل به وجود می آوریم که به این تغییرات «اعلال» می گویند.
مثلاُ «قول» برای تلفظ راحت تر به «قال» تبدیل می شود و «یرمی» به «یرمیُ»، «لم تقول» به «لم تقل».
بنابراین به تغییراتی که در فعل معتل ایجاد می شود«اعلال» می گویند.
انواع اعلال
در فعل معتل سه نوع اعلال تغییر بوجود می آید:اعلال به قلب، اعلال به حذف، اعلال به اسکان
الفاعلال به قلب:
هرگاه یک حرف عله به حرف علة دیگری تبدیل شود به این نوع تغییر «اعلال به قلب» می گویند.
مانند: قول قال بیع باع یخشیُ یخشی
باعلال به حذف:
هرگاه حرف عله حذف شود به این نوع تغییر، «اعلال به حذف» می گویند.
مانند:یدعوون یدعون لم یقول لم یقل
جاعلال به اسکان:
هرگاه حرف علة متحرک، ساکن شود به این نوع تغییر «اعلال به اسکان» می گویند.
مانند: یرمی یرمی یقول یقول
سؤال: اعلال فعل های معتل بر چه اساسی و با توجه به چه قواعدی انجام می شود؟
جواب: اگرچه اعلال هریک از سه نوع معتل مثال، اجوف، ناقص را باید جداگانه یاد گرفت اما بعضی از قواعد و اصول اعلال وجود دارد که تقریباً در اکثر فعل های معتل اجرا و رعایت می شود.
اصول اعلال
1-معمولاً حرف عله متحرکی که حرف قبلی اش ساکن باشد، حرکتش را به حرف قبلی منتقل می کندو خودش ساکن می شود
مانند: یَبِیْعُ یَبِیْعُ یَقْوُلُ یَقُوْلُ اعلال به اسکان
2-هرگاه دو حرف ساکن کنار هم قرار گیرند به این حالت «التقای ساکنین» می گویند که باید این حالت را از بین برد بنابراین حرف علة ساکن را حذف می کنیم برای رفع التقای ساکنین
یقولن یقلن یقول لم یقول لم یقل
3-معمولاً حرف عله متحرک باید با حرکت حرف قبل از خودش تناسب داشته باشد در غیر این صورت باید به حرف علة متناسب با حرکت ماقبل خود، تبدیل شود.
تناسب حرف با حرکت ماقبلش عبارتست از: فتحه با الفَ ا- کسره با یاءِ-ی- ضمه با واوُ و
مانند: قول قال بیع باع
دو تذکر مهم:
1-صداهای کشیدة ا-و-ی در حقیقت حرکتشان ساکن می باشد دانستن این مورد برای تشخیص التقای ساکنین، ضروری است
2-در همة فعل های ماضی معتل، تغییرات صیغه های 6 تا 14 دقیقاً همانند هم می باشد بنابراین اگر در صیغة 6 ماضی اعلال انجام شود همان اعلال در بقیة صیغه ها نیز تا صیغة 14 انجام شود.
اعلال فعل ها مثال، اجوف، ناقص
تذکر مهم: همانطوریکه می دانید حرکت عین الفعل در ریشه های مختلف با هم تفاوت دارد و این تفاوت حرکت در چگونگی اعلال ها بسیار مؤثر و مهم است.
معتل مثال: وعد ِ یوعد وعد-یعد
وهب َ یوهب وهب- یهب
الف-ماضی
معتل مثال در ماضی هیچ اعلالی ندارد و مانند فعل های معمولی صرف می شود.
وعد وعدا وعدوا وعدت وعدتا وعدن / وعدت وعدتما وعدتم وعدت وعدتما وعدتن / وعدت وعدنا
وهب وهبا وهبوا وهبت وهبتا وهبن / وهبت وهبتما وهبتم وهبت وهبتما وهبتن / وهبت وهبنا
ب-مضارع
معتل مثال واوی در مضارع در تمامی صیغه ها حرف عله حذف می شوداعلال به حذف
یوعد یعد یوهب یهب
یعد یعدان یعدون تعد تعدان یعدن / تعد تعدان تعدون تعدین تعدان تعدن / اعد نعد
یهب یهبان یهبون تهب تهبان یهبن / تهب تهبان تهبون تهبین تهبان تهبن/ اهب نهب
الفشش صیغة امر مخاطب از ریشة وعد ِ، وهب َ را بنویسید.
بدر جملة زیر، فعل معتل و نوع آن را مشخص کنید.
اخذ المعلم الکتاب من التلمیذ و سأل منه عن الدرس و وصف التلمیذ له الدرس.
جبا توجه به حرکت عین الفعل، مضارع و امر صیغة 7 للمخاطب فعل های زیر را بنویسید. همراه با ترجمة آن ها
وصف ِ: وقف ِ: وصل ِ: ودع َ:

اعلال در اجوف
الف-ماضی
در پنج صیغة اول، حرف عله به الف تبدیل می شود اعلال به قلب
1قولا قال با توجه به اصل تناسب حرف عله با فتحة ماقبل آخر تناسب ندارد
2قولا قالا بنابراین باید تبدیل به «ا» شود. در پنج صیغه
3قولوا قالوا قول قال بیع باع
4قولت قالت
5قولتا قالتا
از صیغه 6 تا 14 حرف عله حذف می شود اعلال به حذف
6قولن قلن از صیغة 6 تا 14 نیز ابتدا بخاطر تناسب حرف عله به «ا» تبدیل
7قولت قلت می شود 6قولن قالن ، 6بیعن باعن
8قولتما قلتما اما با انجام دادن این کار التقای ساکنین پیش می آید پس حرف
9قولتم قلتم عله ساکن را حذف می کنیم. قالن قلن، باعن بعن
10قولت قلت البته برای تعیین حرکت اولین حرف در صیغه های 6 تا 14 به
11قولتما قلتما این صورت عمل می کنیم که اگر حرف عله در اصل «و» باشد
قولتن قلتن حرکت 12حرف اول را ضمه می دهیم قلنقول عدنعود
13قولت قلت و اگر حرف حرف عله در اصل «ی» باشد حرکت حرف اول را
14قولنا قلنا کسره می دهیم:بعنبیع، سرنسیر
الفچهارده صیغة ماضی «بیع» را صرف کنید.
ببا توجه به صیغة ضمیر، فعل مناسب را در جای خالی قرار دهید و جمله را ترجمه کنید.
هن ………قالهن……….فاز هن ……….. سار هن …………عاش
أنا…………قال انت……...فاز أنا…………. سار انت …………عاش

اجوف
ب-مضارع
- در تمامی چهارده صیغه، حرف عله حرکتش را به حرف ما قبل می دهد اعلال به اسکان
یقول یقول
یقولان یقولان
یقولون یقولون
تقول تقول
تقولان تقولان
6یقولن یقولن یقلن
تقول تقول
تقولان تقولان
تقولون تقولون
تقولین تقولین
تقولان تقولان
12تقولن تقولن تقلن
اقول اقول
نقول نقول
بر اساس اصل اول حرف علة متحرک که حرف قبلی اش ساکن است،
حرکتس به حرف قبل منتقل می شود و خودش ساکن می شود
یقول یقول
اجوف یائی نیز در تمامی صیغه ها به همین صورت است.
یبیع یبیع
در دو صیغة «6 و 12» نیز بعد از اعلال به اسکان حالت التقای ساکنین
پیش می آید. بنابراین برای از بین بردن التقای ساکنین حرف عله
ساکن حذف می شود.
6یقولن یقولن یقلن
12تقولن تقولن تقلن
اجوف یائی نیز به همین صورت می باشد.
6یبیعن یبیعن یبیعن
12تبیعن تبیعن تبعن

نکته: مضارع اجوف در صیغه های پنجگانه 1-4-7-13-14 اگر به هر دلیلی مجزوم شوند امر، نهی، لم… دچار التقای ساکنین می شوند به همین دلیل حرف عله حذف می‌شود.
7-تقول قول قل 1-یقول لایقول لایقل
7-تبیع بیع بع 13-ابیع لم ابیع لم ابع
تمرین
الفچهارده صیغة مضارع «بیع» را صرف کنید همراه با شش صیغة امر مخاطب آن.
بصیغة 1 مضارع فعل های اجوف زیر را بنویسید. با توجه به حرکت عین الفعل آن‌ها و معانی آن ها را یاد بگیرید.
«قال-عاد-فاز- ذاق- کان- تاب- راح-مات ُ / باع-سار-جاء-عاش- لاق ِ »
جفعل های زیر را مجزوم کنید.
تعود : اقول : نسیر : تخاف ‌
تعود، تکون، تنوب ُ / تسیر، تعیش ِ
ناقص:دعو یدعو دعا-یدعو/ رمی یرمی رمی- یرمی
نکتة مهم: در فعل معتل ناقص هرگاه حرف عله به ضمیر متصل «و» و «ی» برسد یعنی کنار هم قرار گیرند حرف عله باید حذف شود.
الفماضی
1-دعو دعا… صیغة اول حرف عله به «ا» تبدیل می شود 1حرف عله به خاطر تناسب با حرکت ماقبل
2-دعوا … صیغة دوم اعلال ندارد تبدیل به الف می شود اعلال به قلب دعو دعا

3-دعووا دعوا… ضیغة سوم حرف عله حذف می شود 3 حرف عله به دلیل رسیدن به ضمیر«و»
4-دعوت دعت … صیغة چهارم حرف عله حذف می شود حذف می شود:دعووا دعوا،رمیوا رموا

5-دعوتا دعتا… صیغة پنجم حرف عله حذف می شود 4 و 5 حرف عله که به «ت» تأنیث می رسد، حرف میشود
6-دعون … صیغة «6 تا 14» هیچ اعلالی ندارد.
7-دعوت 8-دعوتما 9-دعوتم
10-دعوت 11-دعوتما 12-دعوتن
13-دعوت 14-دعونا
نکته: معتل ماضی اگر عین الفعلش مکسور باشد مانند:رضی، نسی، خشی، بقی فقط در یک صیغه اعلال دارد صیغة 3رضیوا رضوا زیرا در صیغة اول خودش تناسب دارد و در صیغة «4 و 5» نیز حرف عله حذف نمی شود.
تمرین
الفچهارده صیغة ماضی رمی را صرف کنید.
بجای خالی را با صیغة مناسب فعل معتل پر کنید. با توجه به صیغة ضمیرهای داده شده
هو …………. هی ……………. هم ………………. هن ……………..رجو
هو …………. هی ……………. هم ………………. هن ……………..مشی
جصیغة فعل های زیر را تشخیص دهید و آیا در این فعل ها اعلال صورت گرفته است؟
دعوا: دعوا: دعوت:
دعت: نسی: نسوا:
ناقص
بمضارع
- در صیغه های پنجگانه 1-4-7-13-14 ضمه ُ از آخر فعل حذف می شود اعلال به اسکان
- در صیغه های 3 و 9 و 10 حرف عله حذف می شود.
1-یدعو
یدعو
2-یدعوان
یدعوان
3-یدعوون
یدعون
4-تدعو
تدعو
5-تدعوان
تدعوان
6-یدعون
یدعون
7-تدعو
تدعو
8-تدعوان
تدعوان
9-تدعوون
تدعون
10-تدعووین
تدعین
11-تدعوان
تدعوان
12-تدعون
تدعون
13-ادعوا
ادعو
14-ندعو
ندعو
- در صیغه های پنجگانه، روی حرف عله، ضمه ُ قرار دارد و به دلیل اینکه تلفظ حرف علة مضموم در آخر فعل دشوار است ضمه را حذف می کنم و در حقیقت حرف عله، ساکن می شود.
- با توجه به نکتة صفحة قبل، حرف عله هرگاه به ضمیر «و» در صیغة 3 و 9 و ضمیر «ی» در صیغة 10 برسد حذف می شود.
- در بقیة صیغه ها نیز اعلال وجود ندارد.
نکتة مهم: مضارع ناقص در صیغه های پنجگانه که همیشه اعلال به اسکان می شود اگر به هر دلیلی مجزوم شود امر، نهی، لم… برای جزم آن، حرف عله را حذف می کنیم
تدعو لاتدع مجزوم به حذف حرف عله ترمی لاترممجزوم به حذف حرف عله
تدعو ادعمجزوم به حذف حرف عله یهدی لم یهدمجزوم به حذف حرف عله
تمرین
الفچهارده صیغة مضارع رمی ِ و شش صیغة امر مخاطب آن را صرف کید.
بصیغة اول مضارع فعل های زیر را با توجه به حرکت عین الفعل بنویسید و نوع اعلال آن ها را ذکر کنید.
دعا-رجا-تلا-عفا ُ / هذی-رمی-مشی-جری-شفی ِ / نسی-رضی
جفعل های زیر را مجزوم کنید:
تتلو : ترجو : تهدی :
تخشی : یدعوان :
د نوع اعلال فعل ها را با ذکر صیغة آن ها بنویسید:
یرمون: یهدی: یدعوان:
یهدیان: اهدی: ترجین:

خلاصة اعلال ها
مثال
ماضی: اعلال ندارد
مضارع: تمامی صیغه ها اعلال به حذف
اجوف:
ماضی: صیغة 1 تا 5 اعلال به قلب تناسب 6 تا 14 اعلال به حذف التقای ساکنین
مضارع: تمامی صیغه ها اعلال به اسکان اصل اول 6 و 12 اعلال به حذف التقای ساکنین
ناقص:
ماضی:صیغة 1 اعلال به قلب تناسب- 3و4و5 اعلال به حذف- 6 تا 14 اعلال ندارد همنطور 2
مضارع: صیغه های پنجگانه اعلال به اسکان –3و 9 و 10 اعلال به حذف-بقیة صیغه‌ها اعلال ندارد.
در قواعد فعل های معتل، علاوه بر اصول اعلال به خلاصة موارد نیز دقت کنید:
? حرکت عین الفعل در ریشه های مختلف با یکدیگر تفاوت دارد به همین دلیل صرف و گاهی اعلال فعل ها با هم تفاوت دارد:
مثال:وعد یعد- وهب یهب / اجوف: قال یقول، باع یبیع، خاف یخاف / ناقص:دعا یدعو –رمی یرمی- خسی یخشی
صدای کشیدة «آ» در عربی به دو صورت نوشته می شود: «ی» و «ا»
بنابراین در «رمی» و «دعا» حرف عله به الف تبدیل شده اعلال به قلب ولی نحوة نوشتن آن متفاوت است در «رمی» چون ناقص یائی بوده الف به صورت «ی» نوشته می شود: مانند:«هدی، مشی، جری» و در «دعا» چون ناقص واوی بوده الف به صورت «ا» نوشته می شود مانند :«رجا، تلا، عفا»
? تلفظ حرکت ُ روی حرف عله در آخر فعل معتل ناقص دشوار است.و-ی
«یدعو- یتلو- یرمی- یهدی» بنابراین حرف عله را ساکن می کنیم:یدعو- یتلو- یرمی- یهدی
? در معتل ناقص هرگاه حرف عله به ضمیر متصل و، ی برسد حذف می شود3-9-10
? جزم معتل ناقص در صیغه های پنجگانه بوسیلة حذف حرف عله می باشد.
? بعد از انجام اعلال ممکن است بعضی از صیغه ها شبیه هم شوندمضارع ناقص
? در فعل های معتل موارد دیگری نیز وجود دارد که یادگیری آن ها ضرورت کمتری دارد.

مجهول کردن فعل های معتل
برای مجهول کردن فعل های معتل به همان روش مجهول کردن فعل های صحیح عمل می کنیم اما در برخی موارد، به خاطر تغییر حرکت اعلال ها و موارد خاصی نیز بوجود می آید:
معتل مثال
? در ماضی همانند مجرد عمل می کنیم. وصف وصف
? در مضارع مجهول از معتل مثال حرف عله حذف نمی شود.
یصف یوصف یوصف
معتل اجوف
در ماضی مجهول حرف عله به «ی » تبدیل می شود:
قال قیل باع بیع
? در مضارع نیز حرف عله به «ا» تبدیل می شود:
یقول یقال یبیع یباع
معتل ناقص
? در ماضی ناقص واوی حرف «ا» به «ی» تبدیل می شود: دعا دعی
? در مضارع نیز حرف عله به خاطر تناسب با فتحة عین الفعل به الف تبدیل می‌شود «ی»
یدعو یدعی یرمی یرمی
تمرین
فعل های زیر را همانند الگوهای بالا، مجهول کنید.
مثال: وعد یعد اجوف: ذاق یدوق ناقص عفا یعفو
معتل مزید
مبحث اصلی معتلات مزید از کتاب عربی 3 حذف شده است اما در عربی 3 فقط به صورت یک نکته ، به این موضوع اشاره ای شده است به همین دلیل ما نیز در این کتاب به صورت خلاصه به این موضوع می پردازیم:
اکثر فعل های مزید، اعلالشان همانند مجرد آن ها است.
معتل مثال
در دو باب « افعال» و «استفعال» بدون تغییر صرف می شود و در مصدر حرف «و» بخاطر تناسب به «ی» تبدیل می شود
«وجد» أوجد- یوجد اوجاد ایجاد
«وضح» استوضح – یستوضح استوضاح استیضاح
معتل اجوف
در دو باب افعال و استفعال
- در ماضی، حرف عله به «ا» تبدیل می شود به خاطر تناسب و همانند مجرد از صیغة 6 تا 14 حرف عله حذف می شود.
- در مضارع حرف عله به «ی» تبدیل می شود به خاطر تناسب
قوم افعال
ماضی اقوم اقام، اقاما، اقاموا ………
مضارع یقوم یقیم، یقیمان، یقیمون ……………
• در مصدر نیز حرف عله، حذف می شود و در آخر «ة» نوشته می شود.
اقوام اقامه استقوام استقامه
در ماضی تمام بابهای حرف عله در آخر فعل به صورت ی نوشته می شود.
هدی اهتدی اهتدی قضی انقضی انقضی
در مضارع باب های «تفعل» و «تفاعل» نیز در صیغه های پنجگانه آخر فعل به صورت «ی» نوشته می شود.
ولی یتولی یتولی

فعل از نظر نوع ریشه معتل/ صحیح
الف: معتل : مثال – اجوف- ناقص
ب: صحیح: مهموز- مضاعف- سالم
الف فعل معتل: فعلی است که در حروف اصلی آن، حرف عله «و، ا، ی» باشد. در قسمت فعل های معتل با انواع فعل معتل کاملاً آشنا شدیم.
بفعل صحیح: به فعلی که در حروف اصلی آن، حرف عله نباشد، فعل «صحیح» می گویند فعل صحیح 3 نوع می باشد.
1-فعل مهموز: به فعلی که یکی از حروف اصلی آن، همزه باشد، «مهموز» گفته می‌شود.
مانند: أکل : خورد سأل : سؤال کرد
الف:همزه در اکثر موارد باید روی حرف دیگری قرار گیرد بنابراین صورت های مختلفی خواهد داشت أ-ؤ- ئ- یء
مانند:«اخذ، یؤمن، جئت، یخطیء
ب: در کلمة مهموز اگر دو همزه اولی مفتوح و دومی ساکن در اول کلمه، کنار هم قرار گیرند معمولاً با هم ادغام شده و تبدیل به «آ» می شوند.
مانند: ءاخر آخر ءامنوا آمنوا
2- فعل مضاعف
به فعلی که دو حرف از حروف اصلی آن همانند هم باشد، «مضاعف» گفته می شود.
مانند: «مرر عبور کرد، قلل کم شد، دللدلالت کرد، سرر شاد کرد، منن منت نهاد و ………….»
معمولاً دو حرف همانند در هم ادغام می شود و تشدید می گیرد. «مر، قل، دل، سر، منّ و …………»
به صرف «سرر» در چهارده صیغه ماضی و مضارع توجه کنید:
ماضی: فقط پنج صیغة اول ادغام می شود
سر سرا سروا سررت سررتما سررتم سررت
سرت سرتا سررن سررت سررتما سررتن سررنا
مضارع: در همة صیغه ها غیر از دو صیغة 6 و 12 ادغام می شود
یسر یسران یسرون تسر تسران تسرون اسر
تسر تسران یسررن تسرین تسران تسررن نَسر
نکتة مهم:
فعل مضارع مضاعف در صیغه های پنجگانه 1و4و7و13و14 در صورت مجزوم شدن استثناء را فتحه می گیرد. مانند:
تسرُّ لاتسرَّ مضارع مجزوم یضلّ لم یضلَّ مضارع مجزوم
و نمونه هایی از کتاب درسی : اللهم رد کل غریب، اللهم فک کل اسیر، اللهم سد فقرنا بغناک
هر سه، فعل امر مجزوم هستند که مضارع آن ها به ترتیب «ترد، تفک، تسد» می باشد.
تمرین
فعل های مضاعف زیر را مجزوم کنید.
اسر نرد یعد
3-فعل سالم
به فعلی صحیحی که مهموز یا مضاعف نباشد، «سالم» گفته می شود یعنی فعلی که در ریشة آن، حرف عله همزه و یا دو حرف همانند وجود نداشته باشد بیشتر فعل ها در عربی، سالم هستند. مانند: «ذهب، جهد، سبق، شهد، عام، عمل و ………»
تمرین
نوع فعل های زیر را از نظر ریشه، مشخص کنید:
ارسلوا: یصلون: وعدت: یحبون:
فتش: یمر: یرمی: ینزل:
جاهد: یسب: لاتسمح: انقلب:
«درس سوم»
نقش های منصوبی در کتاب عربی 3 با نقش های منصوبی جدید آشنا می شویم که شامل: مفعول مطلق، مفعول فیه، حال، تمییز و مستثنی و منادی است.
مفعول مطلق
مصدری است منصوب که با فعل جمله، هم ریشه است و برای تأکید یا بیان کیفیت انجام فعل به کار می رود.
اگر مفعول مطلق، تنها به کار برود فقط برای تأکید می باشد که معمولاً در آخر جله می آید به این نوع مفعول مطلق «تأکیدی» می گویند مانند:
«فرحت من زیارتک فرحاً» «نزل الله القرآن تنزیلاً» «جلس الرجل علی الکرسی جلوساً»
از دیدار تو مطمئناً شاد شدم خداوند قرآن را قطعاً نازل کرد مرد حتماً روی صندلی نشست
? هدف از به کار بردن مفعول مطلق تأکیدی، فقط تأکید مفهوم جمله است تا شنوندة جمله به آن، اطمینان کامل پیدا کند، به همین دلیل، در ترجمة آن از کلمات تأکیدی مانند:«حتماً، قطعاً، مطمئناً، مسلماً، محققاً، بی شک، کاملاً …» استفاده می شود.
2-مفعول مطلق نوعی
اگر همراه مفعول مطلق، صفت یا مضاف الیه بیاید به این نوع مفعول مطلق «نوعی» یا بیانی می گویند.
«فرحت من زیارتک فرحاً کثیراً» «جلس الرجل علی الکرسی جلوس السلاطین»
از دیدار تو بسیار شاد شدم مرد روی صندلی نشست همانند پادشاهان»
? همانطوری که در این دو مثال می بینید، مفعول مطلق، به دلیل داشتن صفت یا مضاف الیه می تواند کیفیت و نوع انجام فعل را بیان کند.
اگر همراه مفعول مطلق نوعی، مضاف الیه بیاید برای ترجمة آن می توان از این کلمات استفاده کرد:«همانند، همچون و …»
و اگر همراه مفعول مطلق نوعی، صفت بیاید برای ترجمه آن می توان از این کلمات استفاده کرد:
«بسیار، به +صفت، به نیکی، ….»
تکرار و تمرین:
یجتهد الطالب فی دروسه اجتهاد الآملین : دانش آموز در درس هایش همانند انسان های امیدوار تلاش می‌کند.
یجتهد الطالب فی دروسه اجتهاداً بالغاً : دانش آموز در درس هایش بسیار تلاش می کند.
أنا فتحا لک فتحاً مبینا : همانا برای تو به آشکار فتح کردیم.
نکته مهم استثناء
گفتیم که مفعول مطلق، مصدری هم ریشه فعل جمله است اما برخی از مفعول های مطلق،فعلشان از جمله حذف می شود واین مفعول مطلق بدون فعل خودش به کار می‌رود بنابراین،موارد زیر،همگی مفعول مطلق هستند.
اگر چه که فعل آن ها در جمله ذکر نمی شود
ایضا نیز وهمچنین حقا واقعا ،به راستی ،جدا اضافهعلاوه بر آن شکرامتشکرم عفواببخشید رجاخواهش می کنم سمعا وطاعهبه چشم ،اطاعت می شودحمدا سپاس می گویم حتما،سبحان،معاذسبحان الله ،سبحان الذی «منزه است» معاذ الله «پناه به خدا» و..
تذکر: مهمترین ویژگی مفعول مطلق این است، که مصدری هم ریشه فعل جمله است.
آشنایی با مصدرها در تشخیص مفعول مطلق اهمیت زیادی دارد.
مفعول فیه:اسمی است که زمان یا مکان وقوع فعل را نشان میدهد.
معمولا ظرف های زمان ومکان می توانند «مفعول فیه» شوند. اعراب مفعول فیه منصوب است.
«ساذهب الی السوق غدا» فردا به بازار خواهیم رفت«اکتب الان رساله»اکنون نامه ای را می نویسم
«جلست عند صدیقی ظهرا» هنگام ظهر نزد دوستم نشستم
«ان الکترون یدور حول النواه» الکترون اطراف هسته می چرخد
نکته مهم:چون مفعول فیه زمان یامکان وقوع جمله را بیان می کنند معمولا با پرسیدن این دو سوال کجا/چه زمان می توان مفعول فیه را تشخیص داد. با دقت در ترجمه مثال های بالااین نکته را آزمایش کنید.
تذکر: مفعول فیه میتواند در قسمت های مختلف جمله قرار گیرد اگر چه اصل بر این است که در انتهای جمله باشد.

ظرف: ظرف اسمی است که موقعیت زمان یا مکان رابیان می کند ظرف زمان /ظرف مکان که در فارسی به آن قید زمان ومکان می گویند.
مهمترین ظرف های مکان عبارتند از:
فوق وراء اثناء حیث لدن
تحت حول نحو مع لدی
خلف بین یمینا عند هنا
امام خلال یسارا جنب هناک
ومهمترین ظرف های زمان عبارتد از :
الان قبل ظهرا ابدا اسبوعا
الیوم بعد لیلا دائما شهرا
غدا عند مساء لحظه صیفا
امس عندما عشاء ساعه شتاء
حین عندئذ صباحا فورا خریفا
حینما حینئذ صباح لما ربیعا
نکته: در بعضی مواقع ظرف، نقش مفعول فیه ندارد بلکه نقش دیگری دارد:
الف اگرظرف و یا هر اسمی که موقعیت زمان یا مکان را بیان میکند مجرور شودمضاف الیه و یا مجرور به حرف جر در این صورت مفعول فیه نمی باشد.مانند:
«مرت الطائره من فوق المدینه» «نسافر الی القریه فی الصیف» «ساکتب انشاء فی یوم الجمعه»
هواپیما از بالای شهرعبور کرددر تابستان به روستا مسافرت میکنیمدر روز جمعه انشائی خواهیم نوشت
ببعضی از ظرف ها مانندیوم،نهار،لیل،مساء،صباح و.. ممکن است درجمله نقش های دیگری مثل مبتدا، خبر،فاعل،مفعول به و.. داشته باشند و در این صورت مفعول فیه نیستند.
«ان یوم الفصل….» «هوالذی خلق الیل والنهار»

موارد خاص
1-برخی از اسمهای شرط واسم های استفهامی که معنی زمان یا مکان را داشته باشند نیز معمولا «مفعول فیه» می باشند البته به شرط اینکه بعد از اسم استفهام فعل تام بیاید.مانند: متی ترجع؟ این تذهب؟
اسم شرط :اذا هرگاه اینماهرجا اسم استفهام: متیچه زمان این کجا
2-«عند غروب الشمس»هنگام غروب خورشید «عند الرجل«نزد مرد
3-برخی از اسم ها خودشان ظرف نیستند ولی اگر قبل از کلمه ای که معنی ظرف دارد قرار گیرند، مفعول فیه می شوند مانند:
الف9 کل وبعض «اطالع الصحیفه کل یوم» «اشاهد التلفاز بعضی الاحیان»
هر روز ، روزنامه رامطالعه می کنم بعضی وقت ها تلویزیون نگاه می کنم
باسم های اشاره:«اسافر هذا الاسبوع» «کنت شابا تلک الایام»
این هفته به مسافرت می روم جوان بودم آن روزها
تمرین 47
مفعول فیه را درجملات زیر مشخص کنید:
-لکن الانسان یغوص الان فی اعماق البحار
-یذهبون الی المسجد عند الغروب
-صرح الفیزیایی المسلم بعد حصوله علی الحائزه تصریحا حیث یشیر الی القران
-هو لا یکذب ابدا
حال
نقشی است منصوب که حالت وچگونگی فاعل یا مفعول و یا نائب فاعل .. را در هنگام انجام فعل ، بیان میکند.
ذوالحال :به اسمی که حال برای آن به کار می رود.«ذوالحال» یا «صاحب حال» می گویند.
ذوالحال همیشه معرفه است.
یستمع التلمیذ للدرس صامتا اویس من مکانه حزینا
رایت التلامیذ جالسین فی الصف اذهب الی المدرسه ماشیا
در ترجمه حال می توان از کلمه «در حالیکه» استفاده کرد
سوال:آیا همیشه حال اسم است؟ و به عبارتی دیگر آیا فقط اسم می تواند حال شود؟
جواب: خیر گاهی یک اسم، گاهی یک فعل جمله فعلیه وگاهی یک جمله اسمیه، حال می شوند.
حال مفرد

http://www.sabatabligh.com

 

عالي بسيارخوب متوسط ضعيف

هم اكنون 444 نفر در حال بازديد از سايت هستند

اين سايت تا كنون 42499680 بازديدكننده داشته است

 كليه حقوق براي موسسه فرهنگي آموزشي امام حسين (ع) محفوظ است